۶۱ نظر در دی ماه
با تشکر: وبلاگ نگرش مثبت
1- کسب معلومات:در زندگی حتما متوجه ميشويد روشی که برای يک امرموفقيت اميز باشد ثابت شده که در امور ديگر هم به عنوان يک چهار چوب ذهنی يا اخلاق کاری هم موفقيت اميز خواهد بود در واقع مطالعات نشان داده که در کارهای توليدی يا در زمينه کارهای تجارتی اگر کسی که در يک قسمت مثلا حسابداری پيشرفت کرده برداريد وبه قسمت بازاريابی بگذاريد به احتمال زياد انجا هم پيشرفت ميکند چون همان چهار چوب ذهنی و اخلاق کاری که در حسابداری موجب پيشرفتش شده در جای ديگر هم او را جلو مياندازد. بنابراين انچه شما در اين کارمی اموزيد شما را در زمينه تجارتهای ديگر هم به يک انسان موفق مبدل ميکند. وقتی که صحبت از مسير صحيح ميکنيم منظورمان ساخت يک اساس و پايه صحيح است که مشخص ميکند که شما تا چه اندازه يک مدير موفق خواهی بود و در نتيجه سازمانی با چه ابعاد ميتوانيد تشکيل بدهيد چطور ميشود يک سازمان بزرگ راه انداخت در ابتدا با دوستان همکاران و اقوام شروع ميشود اما اگر راه را درست ادامه بدهيد خواهيد ديد که سازمانتون پا به کشورهايی ميگذارد که خودتان هم انجا نرفته ايد . پايه و اساس کار نشان ميدهد شما تا چه حد يک مدير موفق برای سازمانتان ميشويد چون هر سازمان يک راهبر و پيشتاز می خواهد . بهترين پايه و اساس خود شما هستيد شما بايد از درونتان و با خودتان شروع کنيد بايد درک کنيد که اگر قرار است بنيان سازمانتون باشيد.
A - اولين کاری که بايد بکنيد کسب تحصيلات است هر چه ميتوانيد در مورد اين صنعت ياد بگيريد اين صنعت کاری است که زندگی خيلی از انسانها را متحول کرد و انها را به استقلال رسانده است
و پشتيبان تجارت ازاد بوده است و زمينه ای است که چهره زمين را دگرگون کرده است .
- B بعد بايد شرکتتان را بشناسيد . بنابراين تمام رويدادها را تعقيب کنيد.
C- طرح و برنامه : شما بايد به همه چيز اگاه باشيد در زمينه برنامه نه فقط در زمينه اين کار و اينکه چقدر ميتوانيد درامد کسب کنيد بلکه اين مطلب که اصلا ما بدنبال چی هستيم اين برنامه ای که ما به دنبال ان هستيم چه امتيازاتی در برابر برنامه های يکسويه و يا برنامه های ماتريکس و .... دارد چون هر چه که بيشتر بدانيد بيشتر باينری را درک ميکنيد يکی از کارهايی که بايد ياد بگيريد اين است که چطور به ايرادات و سوالات پاسخ دهيد در واقع علت اصلی که باينری در بازار بد نام شده اين است که باينری خيلی سنگين وقدرتمند است و به سرعت پيشرفت ميکند و بسيار جديد است در حقيقت الان تمام شرکتهای جديد از برنامه باينری استفاده ميکنند بخاطر موفق بودن و يکدستی شرکتهايی مثل گلدکوئست که تجارت را در يک شکل صادقانه ارائه ميکند . پس دانستن اين موارد سودمند و لازم است چون هيچ چيز دلسرد کننده تر از داشتن مديری نيست که هيچ چيز در مورد تجارت و کار نداند اگر مدير چيزی در مورد اين حرفه نداند حق ندارد که خود را مدير بنامد داشتن يک مدير که بتواند انسان را با دادن اطلاعات دقيق و عميق و با پشتوانه هدايت کند بسيار الهام بخش است يعنی هر چه ميخواهی از او بپرسی . خيلی دلگرم کننده است که مديری باشيد که سازمانتان دور شما جمع شوند !
اگاهی و اطلاعات عميق : چون چنين اطلاعاتی نتيجه اش خردمندی است هر چه اطلاعات بيشتری داشته باشيد به خرد مندی ميرسيد.
همه چيز از تخيل انسان شروع ميشود ايا شما ميتوانيد سازمانتان را در سال اينده تجسم کنيد اين تخيل و تجسم به تدريج تبديل به بينش ميشود و بعد پردازش اين بينش : وقتی بينش داشته باشيد در طلب اگاهی حرکت ميکنيد ميخواهيد بيشتر بدانيد و اينکه چطور ميتوانيد به سوی اين بينش حرکت کنيد پس بخاطر تمايلتان اگاهی بدست مياوريد و بعد بينش + دانش = خردمندی ، ياد بگيريد چطور از تمامی مهارتهای خدادادی –استعدادهاو اگاهيهايتان بهره ببريد .
منابع اين اگاهی و دانش مديران بالاتر در سازمانتان است مستقيم يا غير مستقيم . يکی ديگراز منابع اگاهی راهبران در راه پايينتر هستند.
چيزی که در يک زمينه موثر باشد در کارهای ديگر هم موثر است تعالی در يک کار موجب درخشش در کارهای ديگر ميشود .
شما در حرفه انتقال اطلاعات و اگاهی هستيد هر چه بيشتر بدانيد به مديران اينده و فعلی انتقال خواهيد داد هر چه دانش بيشتری داشته باشيد سازمان شما اعتماد بيشتری به شما خواهد داشت.
2- راه اندازی يک دفتر:سرمايه واقعی شما در اين حرفه وقت است.اگر شما رئيسی نداريد معنی اش اين نيست که زمان را تلف کنيد بايد خودتان را سازمان بدهيد تا وقتتان را تلف نکنيد بايد يک دفتر کار در منزل يا محل کار خود داشته باشيد.حرفه اي عمل كنيد تا مردم شما را جدی بگيرند همين که انسان بداند کنترل وضعيت دست خودش است باعث ميشود عملکرد بهتری داشته باشيم همين که افراد سازمانتون فکر کنند شما هميشه در دسترس انها هستيد اعتماد به نفس بيشتری خواهند داشت.
3-تعيين اهداف بر اساس بينش ها : بينش و هدف مسير شما را مشخص ميکند کاری که بينش برای شما انجام ميدهد اين است که از درون به شما انگيزه ميدهد وقتی شما هدفی داشته باشيد حاضر هستيد همه چيز را تحمل کنيد . حاضريد درد را تحمل کنيد چون ميدونيد بخشی از يک فرايند است.
هدف : به درون گرائی – مکاشفه - و جسارت نياز دارد بايد جسارت داشته باشيد کوتاه نيائيد! قانون 50-50 را رعايت کنيد فکر کنيد چه دلايل مشخصی برای اين کار داريد.
هدف و بينشی که داريد را بر روی کاغذ بنويسيد در غير اين صورت يک رويای خام خواهد بود اگر درست حرکت کنيد و اخلاق کاری داشته باشيد اهداف شما تغيير خواهد کرد وقتی بينش شما به درستی در قلب و روح شما جای گرفت وقت ان است که به هدف تبديلش کنيم .
بينش بايد تحليل شود تا به هدف برسيم.
4-آموزش: بايد خود را در اختيار يک راهبر قرار دهيد و اموزش ببينيد اموزش به شما می اموزد چطور رويای خود را عملی کنيد و به اهداف برسيد و چطور کار کنيد.
اين حرفه ميتونه خيلی لذت بخش باشه و بسيار ارضاء کننده . چه از نظر مادی و روحی فقط به شرط اينکه بدانيد چطور درست عمل کنيد.
اين حقيقت را بايد بياموزيد که همه چيز را در اين حرفه نميدانيد و بايد اموزش ببينيد .
سه مهارت:
A- بايد بدانيد که چطور به طور موثر حرفه را معرفی کنيد
B - پاسخگوئی به ايرادات
C - ساختن سازمان بر اساس اموزش و حمايت
باتشكر از كوئست ايران
واژه کار به صورت سنتی در ذهن افراد با درد و رنج و خستگی برابر شده است و اکثر افراد که به کارهای سنتی مشغول هستند کار را به صورت فعاليتی خسته کننده و اجباری می ببنند.دليل بسياری از شکستها و عقب ماندگی های ما نيز همين طرز تلقی از کار است .چنان که حضرت علی (ع)می فرماید: آفت هرکار علاقه نداشتن به کار است.
باورکنيد دوستان مدتهای زيادی آرزوم اين بود که شغلی رو داشته باشم که از اون لذت ببرم چون کاری رو که داشتم انجام ميدادم تحميلی واز روی مجبوری بود ونکته زجر آورش اين بود که همه روزهاش شبيه هم بود وبرام تکراری شده بود ولی از روزی که خدا درب اين کار رو به رويم باز کرد نه تنها معنی لذت بردن از کار رو فهميدم بلکه درک کردم که ميشه از اين روشها توی کار قبلی خودم هم استفاده کنم ومطمئنم صد در صد موفق خواهم بود و رموز موفقيت رو اول از لطف خدا ميدونم بعد هم از تلاش بنده های خدا که اين شرکت رو بعد از سالها فکر وتحقيق راه اندازی کردن .
چند تا از موارد لذت بردن از کار رو ميتونيد اينجا بخونيد ودرک کنيد.
خداوند از خلق انسان و کائنات لذت می برد, خلق ويژگی جديد در خود ما نيز باعث می شود از کار لذت ببريم .هدفهای خود را به روز کنيم و هدفهای جديدی که در اين سيستم برای ما پيش می آيد راياداشت کنيم فکر خود را معطوف چيزهايی بکنيم که در اين سيستم به دست آورده ايم.
هميشه از اين لفظ استفاده کنيم که زير مجموعه من بايد پول در بياوردتسلط بر کار و انجام آن به بهترين نحو باعث لذت بردن از کار می شود شناخت بهتر کار و کمپانی باعث می شود افراد از کار لذت ببرند.مسائلی که باعث می شود از کار لذت نبريم را از خود دور کنيم فکر خود را مشغول چيزهايی که به دست نياورده ايم نکنيم
هدف يک شخص بهترين عامل برای لذت بردن از کار است
لذت را بشناسيم و آن را به مجموعه خود نشان دهيم
وجود سه عامل صبر ,صداقت و صميميت در گروه
حسادت نکنيم و از پيشرفت ديگران لذت ببريم
تمرکز در کار باعث لذت بردن از کار می شود.
مثبت نگری در کار داشته باشيم.
توقع بيجا از کار نداشته باشيم.
در پايان اين نکته را يادآوری می کنم که بيش از نيمی از عمر ما به کار کردن می گذرد و اگر از کار خود لذت نبريم ,از بيش از نيمی از عمر خود لذت نبرده ايم .
با تشكر فراوان از:كوئست يزد
(1)- تعيين هدف :
** هدفي كه عجولانه وسطحي انتخاب شده باشد،با
اولين ناملايمات و سختيها به دست فراموشي سپرده
خواهد شد.
(2)- تعهد :
** هدف و تعهد دو بال انسان در مسير رشد و تكامل
مي باشند.
(3)- تخصيص زمان :
** « هرگز نمي توانيد در حالي كه دستهايتان را در
جيب خود فروكرده ايد از نردبان موفقيت بالا رويد »
(4)- نوشتن ليست افراد :
** بزرگترين اشتباه اين است كه به دنبال افراد خاصي
براي رشد مجموعه خود بگرديد.
** در زندگي به هر آنچه بخواهي ميرسي.به شرط
آنكه ديگران را نيز در تحقق اهدافشان ياري كني .
(5)- دعوت كردن افراد :(invitation):
**« موفقيت مجموعه ايست از تلاشهاي كوچك روزانه »
(6)-
معرفي كردن presentation) ):** انرژي انرژي انرژي در جلسات پرزنت بسيار با انرژي
حاضر شويم .
(7)- پيگيري (Follow up):
** هرگز از تلاش باز نايست،تنها از قعر دره است كه
قله بلند به نظر مي رسد .
(8)- خريد:(purchase):
** « آنان كه كاري را نا ممكن مي پندارند :تنها
باشنيدن خبر انجام آن توسط ديگران،فقط يكه ميخورند.»
«شكست چيزي نيست جز
دست كشيدن از تلاش»
« اکثر افرادی که شکست می خورند در یک قدمی
موفقیت دست از تلاش بر می دارند »
امروزه ثابت ماندن، تغییر نکردن و بهبود نیافتن مساوی مرگ است، حتی یک روز ما نباید بدون تغییر سپری شود. تحول و بهبود مسابقه ای بدون خط پایان است که دیر زمانی است شروع شده. ما نیز باید در این مسابقه با تمرينات بیشتر شرکت کنیم. همه خواهان تغییر و تحول اند ولی نه در خود بلکه در دیگران. نگاه تیزبین ما همیشه متوجه افراد و سازمانهای دیگر است. تغییر و تحول از طریق شانس و اقبال حاصل نمی شود بلکه به مدیریت صحیح بستگی دارد.
خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی دهد مگر آن که خودشان بخواهند. قرآن کریم
اگرحاکم ومدیرجامعه،دراخلاق و رفتارش تحولی حاصل گردد، زمان دگرگون می شود.پیامبر اکرم
بزرگترین بیم بشر، بیم از تغییر است: مردم از افکار جدید، عادت های جدید، محیط جدید و روش جدید می ترسند. غافل از آن که اساس زندگی تغییر و تحول است و زندگی بدون آن قابل دوام نیست؛ تنها راه زندگی بهتر و طولانیتر، آمادگی شما برای قبول تغییر و عملی کردن تحول های بزرگ است. پس خودتان را عوض کنید. السلی رابینسون
مدیران بدانند، دگرگونی مثل مرک اجتناب ناپذیر است. ناشناس
با سه قدم زیر تغییرات پایدار پدید آورید:
قدم اول: معیارهای خود را بالا ببرید،
قدم دوم: عقاید زيان آور را تغییر دهید،
قدم سوم: شیوه معمول کار را عوض کنید. آنتونی رابینز
ما زنده از آنیم که آرام نگیریم موجیم که آسودگی ما عدم ماست.ابوطالب کلیم
چشم ها را باید شست، جور دیگر باید دید.
واژه را باید شست. واژه باید خود باد، واژه باید خود باران باشد. سهراب سپهری
زندگی، پدیده ای ایستا نیست؛ تنها دو گروه نمی توانند افکار خود را عوض کنند: دیوانگان تیمارستان، و مردگان گورستان.اورت دیرکسن
بزرگترین کشف نسلامروز این است که انسان می تواندباتغییرذهنیت خود،زندگی خودراتغییردهد.جیمز
ما ایستادگی را از طبیعت می آموزیم: رودی که از رفتن باز بایستد، بوی گند می گیرد.اندرو متیوس
تغییر آنگاه شروع می شود که فردی پله بعدی را ببیند.ویلیام درایتن
تغییر پذیر را تغییر ده، تغییر ناپذیر را بپذیر، و از آن چه غیر قابل قبول است فاصله گیر.دنیس واتیلیچیزی پایدار نمی ماندمگردگرگونی.هراکلیتوس
ویکتور هوگو ، نویسنده معروف فرانسوی وقتی نوشتن داستان بلند « بینوایان » را به پایان رساند ، بسیار خسته بود و تصمیم گرفت به تعطیلات برود. بعد از مدتی برای این که از میزان فروش کتب مطلع شود ، نامه ای برای ناشرش فرستاد که در آن فقط نوشته بود: « ؟» بعد از مدتی از ناشرش پاسخ رسید که: « ! »
چطور میشه از این مطلب برداشت گلد کوئستی کرد؟؟؟ جوابشو توقسمت نظرات بنویس .
اين سيستم هيچگاه اشباع نخواهد شد زيرا تمام هنر ، زيبايي و ظرافت كار اين شركت ، تحقيقات و مطالعاتي در جهت انتخاب محصولي با قيمتي است كه در همه جاي دنيا با ارزش , ولي نسبتا گران باشد ، تا با ايجاد يك وقفه زماني كوتاه براي هر شخص جهت ورود به اين سيستم ، براي فراهم كردن پول خريد سكه – روال رشد اين سيستم را كمي كُند نمايد .
در واقع رشد اين سيستم داراي يك تصاعد بسيار كند مي باشد و نرخ رشد آن بسيار بسيار كمتر از ميزان رشد جمعيت در جهان ميباشد . بنابراين مثلا اگر 100 سال طول بكشد تا يك نسل از جمعيت جهان به طور كامل عوض شود ، 400 سال طول خواهد كشيد كه تمام افراد يك نسل وارد اين شبكه شوند ، بنابراين پس از تعويض هر نسل ، در نسل جديد هنوز كسي به اين تجارت وارد نشده و در واقع بازار كار اين تجارت هر روز در حال رشد كردن مي باشد
تئوری اشباع :
منظور از این تئوری این است که هنگامی که افراد برای جذب Downline به Networking یا همان «معاشرت» روی میآورند، در مقطعی از زمان یا مکان، به افرادی برخورد میکنند که گرچه در میان افراد بازار هدف مورد نظرشان قرار دارند و از جمله افرادی مستعد و علاقهمند شناخته شدهاند، اما قبلاً جذب یکی از شاخهها شدهاند و خود در میان زنجیرهی بازاریابی قرار دارند. این تئوری، با دیدی منفی نسبت به قضیه، معتقد است که چون بازار «اشباع» میشود، پس فعالیت دیگر فایدهای ندارد و کار بازاریابی همین جا متوقف میشود. شخصاً به همراه بسیاری دیگر از کارشناسان و فعالان در این زمینه معتقدم که چنین تصور و نظریهای یک جورایی مضحک و خندهدار است. «اشباع» یک موضوع نادر و صرفاً تنها یک تئوری است. «بازاریابی شبکهای» موضوع تازهای نیست - اگرچه بتازگی در ایران شناخته و تا این حد فراگیر شده است - بیش از چهل سال از عمر آن میگذرد و افراد بسیاری در سرتاسر دنیا بر اساس این مدل کسب و کار، دارند کار میکنند، در امریکا، کانادا و اروپا و حتی استرالیا. هزاران شرکت محصولات خودشان را از این طریق مستقیماً به دست مشتریان خود میرسانند و بدین ترتیب کالا و خدمات (مصرفی) شان را به فروش میرسانند. وقتی میگوییم «اشباع» در سرتاسر گیتی، یعنی وضعیت به جایی برسد همهی افراد جزئی از سیستم بازاریابی شوند به طوری که تلاشها به هیچ نتیجهای نرسد. اما من معتقدم، این تنها یک دید یا نگرش منفی است و در بازاریابی شبکهای دید منفی یعنی توقف و همین. اساس بازاریابی شبکهای، در معاشرت است، اساس معاشرت یا نتوورکینک در ایجاد و حفظ ارتباط و ایجاد جو اعتماد متقابل است.
بسیاری از شرکتها در زمینه بازاریابی شبکهای کار می کنند و ما به مردم این آگاهی را میدهیم که این یک موضوع اخلاقی است و از این اهمیت برخوردار است که البته با یک دید مثبت، بهترین شرکت / تولیدکننده و همچنین بهترین کالا یا خدمات را از لحاظ مرغوبیت و کیفیت برای بازاریابی انتخاب کنند. ایجاد و حفظ اعتماد بین افراد اسپانسر کننده و Downline یا زیر مجموعهها، و بار دیگر تاکید می کنم، با یک نگرش مثبت، کار را به جلو هدایت میکند.
از طرف دیگر، هر روز افراد بسیاری به دنیا میآیند که در آینده نیازهای مشخص و گاه مشترکی دارند که به نوعی در بازارها و مخاطبین هدف یک شرکت / سازمان / تولیدکننده یا ارائه کننده خدمات قرار میگیرند، روزی بالاخره این افراد جدید به سن هجده سالگی میرسند و میتوانند مدل کاری و شرکت و کالا یا خدمات مورد نظرشان را انتخاب کنند، حال آنها را میبینیم که شروع به فعالیت میکنند و کالا یا خدماتی مصرفی شرکت یا تولید کنندهای را به دیگران توصیه میکنند و از این راه - اگر شرکتهایی که انتخاب کردهاند اصول، اخلاقیات و تعهدات و قوانین را رعایت کنند و اعتماد مجموعه را با ارائه کیفیت خوب و تحویل به موقع و حتی سایر خدمات (مثلاً خدمات پس از فروش و ضمانت نامه و ... به خود جلب کرده باشند)- برای خود کسب درآمد میکنند، این افراد ممکن است در جایی به افرادی در دایره دوستان و آشنایان خود (همان میانگین ۳۰۰ نفر) برخورد کنند که خودشان - شاید مثلاً چهل سال پیش - در شاخه ای دیگر جذب سیستم بازاریابی آن شرکت شده اند، ولی این دلیل نمیشود که ما بازار را «اشباع شده» بدانیم. «معاشرت» مداوم سر لوحهی «بازاریابی شبکهای» است یعنی افراد باید سعی کنند که در ارتباط و معاشرت مداوم با مخاطبین هدف خود باشند. من در سمینارهایم راههایی را آموزش میدهم که چطور افراد می توانند از اینترنت به عنوان یک ابزار قوی و موثر در این جهت استفاده کنند و البته با یک دیدگاه مثبت و رو به جلو، نه با منفی بافی.
بحث «اشباع» شدن بازار، یک دیدگاه منفی است که فقط جلوی فعالیت مردم را میگیرد. دایره دوستان و آشنایان اگر حتی بیش از ۳۰۰ نفر هم باشد، روزی اشباع میشود، فرض را بگیریم که همه در زیر مجموعههای شما و یا افراد بالاتر از شما قرار گرفتهاند، بازاریابی اما متوقف نمی شود، از دایره ها فراتر میرود، از شهرها و کشورها هم فراتر میرود اما مطمئن باشید که بازاریابی شبکهای برای پول درآوردن و یک شبه میلیاردر شدن نیست، کاری است مثل هر کار دیگر، کار میبرد، هزینه باید کرد و وقت بسیاری ممکن است از شما بگیرد، چرا که شما باید در یک فرآیند آموزش دیدن و آموزش دادن (حمایت Downline) مداوم باشید و این طرحی نیست که به این زودیها به اشباع برسد، گرچه این را میدانیم که هر چه در پایین ترین سطوح باشیم (مثلاً برای کالایی که مدل بازاریابی شبکهای برایش از ۴۰ سال پیش شروع شده است) کار بازاریابی اصولاً سخت تر میشود و نیاز به صبر و تحمل بیشتری هست و فعالیت بیشتر. توجه داشته باشید که من همیشه گفتهام که اصولاً بازاریابی (حتی شبکهای) با یک شیوه و استراتژی کششی یا جذب افراد (PULL) کار می کند و نه شیوهها و روشهای تحمیلی و زوری (Push) - برای این نوع بازاریابی باید شرایطی مهیا باشد یا مهیا شود و این زمان میبرد و کار بسیار مشکلی است.
توجه داشته باشید که فعالیتهای بازاریابی شبکهای نباید با شیوه های مخرب مثل استفاده از اسپم و اسکم توسعه یابد. یکی از علت ها برای شکست خوردن و متوقف شدن بازاریابی شبکهای، استفاده از طرحهایی است که ادعا میکنند این کار بسیار ساده است و این کار شما را یک شبه مولتی میلیاردر میکند، اصلاً چنین نیست، یک فعالیت شبکهای، شاید سالها طول بکشد که جای خود را باز کند و موفق به پیش رود، متاسفانه آنهایی که برای آغاز فعالیتهای خود یک محدوده زمانی مطرح می کنند تا افراد هرچه سریعتر زیرمجموعههای خودشان را تکمیل کنند، کار بازاریابی را با ... اشتباه گرفتهاند.
برای بازاریابی صحیح و اخلاقی و قانونی باید طرح داشته باشید، تحقیق و مطالعه و تست کنید و بعد اقدام کنید، و پیگیری داشته باشید و در عین حال خلاقیت داشته باشید و خیلی عوامل دیگر که مجالی برای گفتن آنها نیست، اما نه، این مسلم است که یک شبه نمیتوانید میلیاردر شوید.
منبع : تیم آتش
وظیفه شما در هنگام پیگیری کردن
سه دليل اصلي يادگيري روش صحيح معرفي کار
چیزی درباره ارزش های کار شنیدید
مطالب بالا مورد تایید وبلاگ نگرش مثبت میباشد.
پاتمن ماهانه چندین میلیون دلار درآمد دارد با این درآمد می تواند مادام العمر به راحتی زندگی کنداما چرا او بیشتر مواقع فقط ۳ ساعت در روز استراحت می کند؟
بزرگترین ویژن پاتمن این است که تمام اعضای مجموعه اش به سود برسند
آیا شما هم چنین ویژنی دارید؟
به قول یکی از لیدرهای خوبم : لیدر کسی است که تا لول سوم مجموعه اش همه در سقف درآمد باشند
شما تا چقدر به فکر سود افراد مجموعه تان هستید ؟
مجموعه شما به صورت متقارن پیش می رود یا بصورت خطی ؟
بهترین ویژن خدمت است In Service
با تشکر از وبلاگ کوئستستان
هیچ وقت این شعار کمپانی را فراموش نکنید
Raise Youreself To Help Mankind
اگه گفتی معنی شعار کمپانی چیه ؟؟ جوابشو تو قسمت نظرات بنویس.
موفقيت چيزي نيست كه بهايي برايش بپردازي .
اين شكست است كه بهايش را خواند پرداخت.
قتی افراد از شما می پرسند : " شغل شما چیست؟ " چه می گوئید؟ بسیاری از بازاریاب ها و فروشندگان شبکه ای اینگونه پاسخ می دهند : " خب حتماً می دونید که تعداد زیادی از مردم این روزها به خاطر اینکه از نظر مالی در وضع خوبی نیستند خسته و درمانده اند ، آنها وقت آزاد ندارند ، و اغلب از شغلشان ناراضی اند. خب من به اونها کمک می کنم تا یک کسب و کار جدید برای خود داشته باشند و اون زندگی ای که شایسته اون هستند رو داشته باشند."
اما مشکل از آنجائی آغاز می شود که قبل از اینکه فرصت این رو داشته باشید که بحث رو پیش ببرید و سوالی را برای آنها مطرح کنید بیشتر آنها می پرسند " این چه کاری است که شما به افراد پیشنهاد می کنید؟"
بسیاری وقتی این سوال از آنها پرسیده می شود گیج می شوند چرا که نمی خواهند در آن زمان پرزنت خود را آغاز کنند و دوست ندارند از مفهوم نتورک مارکتینگ استفاده کنند . در همین زمان است که شما در واقع در حال "معرفی شخصیت" خود هستید. معرفی شخصیت شما در این زمان بایستی با استفاده از راهکارهائی برای شروع یک مکالمۀ مؤثر همراه باشد. اساسا وقتی کسی از شما می پرسد : شغل شما چیست یا چه کاری انجام می دهید ، به جای آنکه به آنها بگوئید شغلتان چیست اجازه دهید آنها متوجه شوند چگونه به مردم کمک می کنید .
برای معرفی خود بهتر است فوراً این سؤال را از آنها بپرسید : شغل خود شما چیست؟ این به شما اجازه می دهد تا اطلاعات بیشتری از مخاطبتان بدست آورید. هر چند نباید تصور کنیم که بایستی همواره در طول مکالمه محتاط باشیم و قبل از پاسخگوئی به سؤالشان سعی کنیم در مورد آنها بیشتر بدانیم ! بلکه ما باید همیشه سؤال دیگران را پاسخ بدهیم و سپس سؤال دیگری مطرح کنیم.
اگر متوجه شدید آنها چه کار می کنند می توانید اینگونه پاسخ دهید...
من به دیگران کمک می کنم تا در زمینۀ ( نام محصول شرکت شما ) با کمپانی ( نام کمپانی ای که با آن کار می کنید) بازاریاب هائی مستقل شوند.
آیا تا به حال به انجام همچین کاری فکر کردی؟
اینگونه پاسخگوئی باعث می شود تا تمرکزتان روی مخاطبتان حفظ شود و مکالمه ادامه پیدا کند. با پرسیدن سؤال هائی مانند این متوجه می شوید آنها چه کسی هستند و چه چیزی می خواهند و اطلاعات بیشتری کسب میکنید . و سریعاً سرنخ هائی را در مورد اینکه آیا آنها علاقه مند به کسب و کار شما هستند یا نه بدست می آورید.
مسائل کلیدی ای که همواره باید به یاد داشته باشید........
1. هدف شما ، که همانا کمک به دیگران برای حل مشکلاتشان است . و 2. از سوالاتی برای یافتن اطلاعات بیشتر در مورد آنها استفاده کنید و تمرکز خود را روی آنچه که آنها می خواهند قرار دهید و نه آنچه خودتان می خواهید.
اگر شما یه این عوامل توجه کنید ، متوجه می شوید که مکالمۀ شما به طور طبیعی جریان پیدا می کند و به سوی نقطه ای سوق پیدا می کند که افراد می خواهند در مورد کالاها و فرصت کاری شما بیشتر بدانند.
انرژي مثبت اساساً همان چيزي است كه در ذهن خود تصوري درست از آن داريم؛ يعني همان نور- خوبي - محبت- عشق- انفاق- صبر-احسان به همنوع - اميدواري و...
و به همان اندازه انرژي منفي همان چيزي است كه در ذهن خود تصويري درست از آن نداريم؛ تاريكي و ظلمت ونفرت(كه مهمترين سلاح براي شيطان به شمار مي رود) بد جنسي ،شرارت، رذالت ،بي صبري، خود خواهي ،تعصب، نا اميدي و ياس و اندوه .
اين دو انرژي مثبت و منفي در مخالفت از همديگر فعاليت مي كنند و ضد يكديگر و زماني ما بتوانيم اين انرژي ها را در درونمان،آرام سازيم و بر آنها تسلط يابيم بي درنگ خدمتگذار ما مي شوند. هر چيز مثبت ، مثبت خود را جذب مي كند و هر چيز منفي ، منفي خود را . نور در جستجوي نور است و ظلمت شيفته ظلمت پس چنانچه ما كاملاً مثبت يا كاملاً منفي بشويم كم كم به سراغ اشخاص مي رويم و جذب مي شويم كه مانند خود ما هستند. اما نبايد فراموش كرد كه ما خود مثبت و يا منفي را انتخاب مي كنيم . صرفاً با تفكر انديشه هاي مثبت و بيان مطالب خوب و مثبت قادر مي شويم انرژي مثبت را به خود جذب كنيم . زيرا انسان با بيان مطالبي ، قادر است ميدان انرژي اطراف بدنش را تحت تأثير قرار دهد . زيرا قدرتي عظيم در افكار و انديشه هاي ما نهفته است و اين خود ما هستيم كه محيط اطرافمان را با افكاري كه در ذهن داريم ، مي آفرينيم .
روح قدرتي عظيم براي كنترل ذهن دارد و ذهن نيز بر جسم تسلط دارد و زمانيكه ذهن و فكر ما منفي باشد ، انرژي منفي اطراف را جذب كرده و باعث ضعف تدريجي سيستم دفاعي بدن شده و كالبد فيزيكي ياراي مقاومت و مصونيت از بيماريها و امراض را ندارد و اين زماني پيش از پيش صادق است كه افكار ما (منفي) بر حول محور وجود خودمان بچرخد و به نيازها و مشكلات ديگران اهميتي ندهد . حال آنكه اگر به فكر خدمت به ديگران باشد مي تواند امراض خود را شفا دهد . با پرورش نيروي ايمان كه مانند كشت گياهان است و داشتن اين تصور كه اگر خوبي كنيم ، خوبي دريافت مي كنيم و اگر بدي كنيم ، بدي دريافت مي كنيم و اينكه با داشتن تفكر مثبت و بيان جملات و واژه هايي هر چند ساده كه قادرند يكي از دو نوع انرژي مثبت و يا منفي را جذب كنند ، باورمان نمي شود كه اين خود ما هستيم كه مي توانيم راهرويي پيچ در پيچ از نااميدي و اندوه خود بيافزاييم . به همان اندازه ما مي توانيم جاده اي عريض و پهن و دلپذير از تحقق يافتن تمام آرزوها و اميدهايمان و سعادت و نيكبختي مان ، پديد بياوريم.
حقيقت اين است كه انديشه هاي ما ، از قدرتي خارق العاده برخوردارند.
منبع:http://arbm.blogfa.com/
1- ليست اهداف
2- ليست افراد
ليست اهداف: شامل ليست دلايل ورود به سيستم، روياها و اهدافمان است که بايد نوشته شوند.
بايد مشخص شود که دقيقا چه ميخواهيم. و توسط آن برنامهريزيهاي بلند مدت و کوتاه مدت کنيم. اين بايد مکتوب باشد. مثلا فرض کنيد من يک منزل يک ميليارد توماني ميخواهم. آن را مينويسم و حساب ميکنم که با هجدهتا فلشاوت شصتهزاردلاري ميتوانم آن را بخرم. بايد ببينم که چطور ميتوانم به فلشاوت برسم و در آن وضعيت باقي بمانم. چرا؟ چون به قول برايان تريسي آن چيزي که ما را به وضعيت کنوني رسانده است؛ براي باقي نگهداشتن اين وضعيت کافي نيست. بنابر اين بايد هدف بزرگي مثل منزل يک ميلياردي را به اهداف کوچکتري تقسيم کرد. مثلا چطور دو نفرهايم بگيرم؟ چطور آموزششان بدهم؟ چطور حمايتشان کنم؟ کي اولين پورسانتم را بگيرم؟ کي به مرحلهاي برسم که بتوانم دو بازوي ديگرم را فعال کنم؟ کي فلشاوت بزنم؟ و چطور خودم را تکثير کنم که مجموعهام تا نود سال برايم پورسانتهاي بالا به ارمغان بياورد ؟ به اينها ميگويند اهداف کاري که کوتاه مدت و بلند مدت هستند. دلايل مکتوب بودن ليست اهدافمان، چند مورد زير است :
- اهداف بايد مکتوب باشند تا طبق آنها برنامههاي درازمدت و کوتاهمدت تنظيم کنيم .
- در صورتي که اهدافمان مکتوب باشند جملات تاکيديمان را به راحتي پيدا ميکنيم .
- با نوشتن اهداف، به نوعي تعهدات خودمان و زيرمجموعههايمان را امضا کردهايم .
- با نوشتن اهداف، اولويتبندي آنها نيز راحتتر ميشود و قانون ا،ب،پ،ت،ث و بيست - هشتاد را راحتتر اجرا ميکنيم .
- اهداف بايد هر روز يادآوري شوند بنابراين بايد جلوي چشممان باشند .
- زماني که اهداف به صورت بشکه به بشکه درآيند؛ پيشرفت کار محسوس ميشود و حس خستگي از بين ميرود .
ليست افراد: اگر با جوابهاي مکرر نه رو به رو شديم اولين اشکال متوجه ليست اسامي ما است .
چرا بايد ليست داشته باشيم ؟
معمولا اغلب دوستان تازه وارد اين سوال را مطرح ميکنند که اگر قرار است که دو نفر و تنها دو نفر را وارد کنيم؛ پس چه نيازي به يک ليست بلند بالا داريم؟ علتش ? مورد زير است :
?- در موارد زيادي افرادي که بايد ورودي کنيم با افرادي که ميخواهيم ورودي شوند فرق دارند: چون پارامترهايي هستند در مورد هر فرد که بايد با کمک ليدر و نظارت او، بررسي و آناليز بشوند. و با در نظر گرفتن آن پارامترها شانس موفقيت در کارمان را اعم از گرفتن ورودي و تشکيل يک تيم قوي بالا ميبريم. پس بايد اسم تمام افرادي که ميشناسيم را بدون پيشداوري بنويسيم و سپس به کمک ليدرمان، تک تکشان را بررسي کنيم و هر کدام که در اولويت قرار گرفت را به جلسهي پرزنت دعوت کنيم .
?- يادآوري اسم دوستاني که بايد وارد سيستم شوند اما از ايشان غافل هستيم : گاهي نوشتن نام کساني که مطمئن هستيم وارد اين کار نميشوند و يا حتي از ايشان متنفر هستيم؛ ما را به ياد دوستان ديگري که اتفاقا از Circleهاي خوبمان هم هست مياندازد. پس هيچ نامي را از قلم نيندازيم .
?- حس اعتماد به نفس و القاي آن: داشتن يک ليست طولاني به ما هنگام دعوت دوستانمان يک حس اعتماد به نفس بالا ميدهد و باعث ميشود که اين حس به دوستمان هم منتقل شود و شانس ورود او به اين سيستم افزوده شود .
?- تکثير موضوع عدم پيشداوري: با داشتن يک ليست بزرگ و بدون پيشداوري هست که ميتوانيم به زيرمجموعهي خودمان که احتمالا از کمبود Circle رنج ميبرد؛ بخواهيم که پيشداوري نکند .
?- داشتن يک ذخيرهي خوب براي روز مبادا: گاهي افرادي در زير مجموعهي ما پيدا ميشوند که به دلايلي نميخواهند فعاليت کنند. مريضند، سربازند، گرفتارند، امتحان دارند که در آن صورت ليست بالاسريها به داد زير مجموعه ميرسد .
?- اضافه کردن اسامي که خرج ندارد: اگر ليستي داشته باشيم که روي آن وقت گذاشته باشيم. شماره تلفن، سن، شغل و اطلاعات ديگرش دقيقا مشخص و روز به روز در حال رشد باشد؛ پس از مدتي يک بانک اطلاعاتي از انواع اقوام، دوستان و آشنايان مختلف با مشاغل و تخصصهاي گوناگون داريم که در هر زمينهاي به درد ما ميخورد .
چگونه ليست درست کنيم ؟
براي داشتن يک ليست منسجم و قابل اعتماد بايد از چند قانون و روش استفاده نمود :
قانون چند برگهاي: چند تا برگهي جداگانه برداريم و روي اولي اسم تمام برادر و خواهرهايمان را بنويسيم. بعد اسم همسرهايشان، سپس اسم اقوام همسرهايشان، همسرمان و تمام آنهايي که ميدانيم را در برگهي اول بنويسيم . روي برگهي دوم: اسم داييها، عموها، عمهها و خالهها، پسرها و دخترايشان، همسرانشان و بستگانشان هر کسي را که ميشناسيم بنويسيم. روي برگهي سوم اسم تمام همکلاسيهايمان، همکاران، دوستان دوران خدمت، همسايگان و هممحليها هرکدام را که به ذهنمان ميآيد بنويسيم. برگهي چهارم براي تمام کساني هستند که با ايشان کارت يا شمارهي تلفن رد و بدل ميکنيم. البته زماني که يک نتورکر شديم، ديگر نبايد در لاک خودمان باشيم. بايد مرتب در حال رد و بدل کردن کارت ويزيت و شمارهي تلفن باشيم .
قانون يا همه يا هيچکس: يا ليست ننويسيم يا اگر مينويسيم اسم هر کسي را که به ذهنتان آمد بدون اينکه لحظهاي درنگ کنيم؛ روي کاغذ بياوريم. براي نوشتن نامها نبايد به صورت گزينشي عمل کرد. زيرا که ما در دعوت هيچکدامشان اجبار نداريم و اشخاصي که نامشان در ليست ما ميرود لزوما از اين اتفاق با خبر نميشوند پس براي نوشتن اسامي نبايد خجالت کشيد .
قانون شين شين سين(ش.ش.س): يعني حتما و حتما شماره تلفن، شغل و سن هر کس در مقابل اسمش نوشته شود. مثلا اگر شمارهي کسي را نداريم آن را از ديگر دوستان بگيريم و حتما بنويسيم .
قانون حلقهي تاثير گذار: بسيار مهم است. اگر قدرت تاثيرگذاري خودمان در دوستانمان را نمره بندي کنيم. پس حتما و حتما بايد بالاترين نمرهها را به جلسهي پرزنت دعوت نمود. معمولا اين ستون را به نام ستون اعتبار هم ميشناسند و بعضيها در نمرهدهي به اعتبار دوستانشان مرتکب اشتباهاتي ميشوند که جبران کردنشان چندان آسان نيست. در اين مورد چند نکته را اگر رعايت نماييم. قطعا موفق خواهيم بود :
نکتهي اول: منظور از اعتبار، آن اعتباري نيست که شما براي دوستتان قائل هستيد. مثلا بعضيها استاد دانشگاهشان يا رئيسشان را دعوت ميکنند چون آن استاد يا رئيس نزد او خيلي مهم است و اين اشتباه است. بلکه بايد ديد که آيا آن استاد يا رئيس نيز همان اعتبار را براي او قائل است ؟
نکتهي دوم: بعضيها گمان ميکنند که اعتبار، همان اعتبار عاطفي است و بعضيها اعتبار کاري! اصولا اعتبار کاري مربوط به تجارتهاي سنتي است. ما اينجا با يک تست ساده ميتوانيم دوستانمان را اعتبار بندي کنيم :
فرض ميکنيم که به علت يک بدهي بالا به زندان افتادهايم. و اين خبر به گوش دوستمان رسيده است. اگر او خوشحال شد پس نمرهي اعتبارش يک است و اگر خوشحال نشد اما ناراحت هم نشد يعني بيتفاوت بود پس نمرهي اعتبارش دو است. اگر ناراحت شد اما کاري هم به صورت داوطلبانه براي بيرون آمدن ما انجام نداد پس اعتبار سه است و اگر ناراحت شد و به صورت داوطلبانه هر کاري که از دستش برآمد برايمان انجام داد؛ پس اعتبار چهار است. اما اگر راضي بود تا حتي تمام زندگياش را بفروشد و ما را آزاد کند پس اعتبار پنج است. البته گاهي قضاوت در اين مورد سخت است اما به هر حال بايد در مورد افراد ليستمان حدس بزنيم و خودمان و ايشان را در اين شرايط فرض کنيم و نمره بدهيم. کساني که در اين مورد با دقت عمل کنند؛ قطعا در گرفتن وروديشان موفق خواهند بود و توجه داشته باشيم که هدف اصلي والاتر از اينهاست و موارد مذکور، همه وسيله هستند .
با سلام به تمام دوستان و همکاران هدفمند گلد کوئستی
برای اتصال به سايت کمپانی ميتوانيد از لينک های شماره ۶ و ۱۰ که در قسمت پيوندهای وبلاگ
موجود است استفاده نماييد و درصورت عدم دسترسی کليد Refresh را بزنيد.
موفق باشيد
مديريت وبلاگ نگرش مثبت
شركت مك دونالدشعبه عربستان، در يك اقدام تبليغاتي براي جام جهاني 2002 ، روي كيسه ها،بسته بندي ها و پاكت هايي كه به مشتري مي داد،پرچم تمام كشور هاي شركت كننده در جام جهاني 2002 را چاپ كرد.اين يك اقدام تبليغاتي بود براي فروش بيشتر.چون عربستان يكي از كشورهاي شركت كننده در اين جام بود و مك دونالد شعبه عربستان فكر مي كرد كه اگر پرچم آن كشور هم به عنوان يكي از شركت كننده ها بر روي بسته بندي ها باشد،مردم استقبال بيشتري از شعبه مك دونالد خواهند كرد.
به يكباره شعبه مك دونالد عربستان،توسط مشتريان تحريم شد! مشتريان به شدت ناراضي شدند.مديران ارشد مك دونالد متعجب بودند چون فكر مي كردند با اين اقدام، موفقيت بسيار عظيمي كسب خواهند كرد ولي با يك شكست واقعي روبرو بودند.
دليل چه بود؟
روي پرچم عربستان،نام مقدس خداوند نقش بسته و طبيعي است كيسه هايي كه ساندويچ هاي مك دونالد در آن قرار دارد، بعد از مصرف در سطل آشغال انداخته مي شوند.مردم عربستان به شدت ناراحت بودند و نارضايتي اوج گرفت. مك دونالد شعبه عربستان متوجه شد كه چه خطاي بزرگي مرتكب شده.
اما درسي كه همه ما بايد از اين داستان بياموزيم:
اقدام چاره جويانه سريع . مك دونالد شعبه عربستان، قراردادي را با تمام شركت هاي خدماتي فعال بست تا تمامي اين كيسه ها را از سطح شهر جمع آوري كنند و البته اين اقدام خود را در روزنامه ها و بيلبوردها و در مراكز تبليغاتي ديگر به اطلاع مردم رساند.سپس به تمام مردم اعلام كرد كه هر كسي يك كيسه جمع آوري و ارائه كند،يك مك دونالد رايگان دريافت خواهد كرد ....
و اينگونه از يك شكست حتمي رهايي پيدا كرد و توانست دوباره موفقيت خود را در بين مردم كسب كند.
منبع:بخشي ازCD مديريت شكايت مشتري (CCM)- شركت پيشبران كيفيت
آيا حاضريم اشتباهاتمان را جبران كنيم ؟؟؟
آيا براي انجام هر كاري با بالاسريهايمان مشورت ميكنيم؟؟؟
آيا براي حل مسائل اقدامات چاره جويانه سريع انجام داده ايم؟؟؟
تاريخ استفتاء: ۲۹ آذر 1384
سؤال: با سلام. نظر حضرتعالي در مورد فعاليت در گلد كوئست با توجه به مسائل و قوانين مطرح شده از سوي دولت چيست؟ آيا باز هم مجاز است؟
جواب: باسمه جلت اسمائه من از لحاظ شرعي ميگويم جائز است و دولت اگر منع كند و اگر واقعا صلاح مملكت نميداند مسئله ديگر است به هر حال از نظر شرعي اشكال ندارد ![]()
منبع :http://www.rohani.ir/estefta/ans.php?stfid=1957&subid=19
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
تاريخ استفتاء: ۲۹ آذر 1384
سؤال: آبا درآمدزايي از طريق شركت هاي net work marketing كه با صرف زمان و انرژي بدست مي آيد چه حكمي دارد؟
جواب: بلي حلال است چون خود آن شركتها جايز است ![]()
منبع :http://www.rohani.ir/estefta/ans.php?stfid=1951&subid=19
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
تاريخ استفتاء: ۲۹ آذر 1384
سؤال: نظر جنابعالي در مورد شركت گلد كوئست واستفاده كردن ازپولهايي كه از اين طريق بدست مي آيد چيست . با تشكر
جواب: باسمه جلت اسمائه معامله آن شرعي است و پولي كه از اين طريق بدست ميايد حلال است ![]()
منبع :http://www.rohani.ir/estefta/ans.php?stfid=1953&subid=19
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
تاريخ استفتاء: ۲۹ آذر 1384
سؤال: ميخواستم بدانم که آيا گلدکوئست حرام است يا خير؟ اگر بله چرا واگر خير آيا مي توان از پول بدست آمده از آن در ساخت مسجد استفاده کرد؟ جواب :
جواب: باسمه جلت اسمائه خير حرام نيست ـ وازپول بدست آمده از آن در ساخت مسجد ودر ساير امور خيريةو شخصي مي توان استفاده نمود ![]()
منبع :http://www.rohani.ir/estefta/ans.php?stfid=1959&subid=19
سوال: چطور انگيزه شخص را برای ورود تقويت نماييم ؟
جواب: بايد واقعيت را به طرف بفهمانيم و او را از وضعيتي كه در آن به سر ميبرد و خبر ندارد آگاه کنيم. بايد به او بفهمانيم كه نيازها و جهان با چه رشد تصاعدي اي از ما پيشي گرفته اند و ما چقدر عقب هستيم . جمله اي بگوييد كه ۱- طرف بد بودن وضع موجود خودش را درک كند(منظورنیاز به تغییر است) ۲- بخواهد تصميم بگيرد كه شرايط خودش را عوض كند .
سوال: يكي از مسائل اين است كه ديگران ما را باور نميكنند چون تازه وارد هستيم و هنوز موفق نشديم ، راه حلش چيست ؟
جواب: ما يك پتانسيل نهفته در مجموعه داريم كه اسم آن پتانسيل جمع است . كساني كه شخصيت تاثيرگزار دارند و به سود رسيده اند را بياوريد تا كار Follow Up را انجام بدهند . يعني دوستان را جمع كنيد تا Follow گروهي داشته باشيم . اين كار نيم ساعت وقت هم نميبرد . پرزنتر بايد خودش تاريخ Follow Up را در جلسه پرزنت تنظيم كند و برود . اين خيلي خوب است .
سوال: يكي خودش پر از انرژي است اما دايركتهايش اصلا وقت نميگذارند چرا ؟
جواب: به دو دليل: ۱- افراد موقعي که کسي را ورودي ميکنند ، با گفتن يکسري جملات و كلمات اغراق آميز ، تعهدات طرف مقابل را كم ميكنند . مثلا ميگويند تو بيا و روزي نيم ساعت وقت هم بگذار يا تو بيا و بقيه اش را به من بسپار . اما بايد طرف را موقع خريد ، روشن كنيم و بگوييم كه با روزي يكي دو ساعت وقت گذاشتن هم امكانپذير هست ، اما براي اينكه نتيجه دلخواه بگيري بايد خيلي وقت بگذاري مثلا فقط سه روز مرخصي بگيري تا آموزشهايت را تمام كني و ... ۲- بايد Visionهايش را تقسيم بندي كنيم . بايد مشكلات طرف را جلوي چشمش بياوريم . بايد آرزوهايش را به يادش بياوريم اما روي آرزوهاي خيلي بزرگ و دست نيافتني تاكيد نكنيم در عوض آرزوهاي قابل دسترسش را يادآوري کنيم . مثلا بگوييم : تو نميخواهي به جاي پيكاآن ، يك پرايد بخري ؟ يا تو نميخواهي بدون دغدغه خاطر سالي يك ماه مسافرت به خارج داشته باشي ؟( درواقع چیز هایی که دوست داریم باهم به آن برسیم را برایش مجسم میسازیم که تو هم میتوانی یا بهتر بگویم :چیزی که برای خود میپسندی برای دیگرانهم بپسند)
دوستان پلن جديد که حدود اين تاريخ در سال گذشته به عضويت کمپانی پذيرفته شده اند نيز شامل اين قانون می باشند . موفق باشيد
1-حق عضویت سالانه چیست ؟
هزینه 10 دلاری غیر قابل برگشتی است که از طرف نماینده مستقل ( عضو ) ، به کمپانی جهت تمدید عضویت سالیانه سایت قابل پرداخت می باشد .
2- تاریخ سالگرد عضویت چیست ؟
سالگرد روزی است که عضو از طرف کمپانی بعنوان نماینده مستقل پذیرفته شده است .
3- زمان تمدید عضویت کی است ؟
یکسال پس از تاریخ ثبت نام .
4- چرا تاریخ 21 ژوئن 2004 دارای اهمیت است ؟
21 ژوئن 2004 زمانی است که پلن جدید کمپانی ( 3و3 ) معرفی شد .
الف ) تمایم اعضای جدید که بعد از این تاریخ به عضویت کمپانی پذیرفته شده اند هزینه 10 دلاری عضویت سالانه را می پردازند و بعد از آن نیز هر ساله این حق عضویت بصورت سالیانه قابل پرداخت می باشد .
ب ) برای اعضای قدیمی ، حق عضویت سال اول بخشیده شد و از سال بعد در تاریخ معرفی پلن جدید در تاریخ 21 ژوئن هر سال دریافت خواهد شد . ( امسال برابر با 31 خرداد 84 می باشد )
5- روشهای پرداخت چگونه است ؟
پرداخت توسط E –Card یا کارتهای اعتباری دیگر و از طریق دفتر کار مجازی (Virtual Office ) با کلیک نمودن روی گزینه :
"Pay Annual Renewal Fee" قابل پرداخت می باشد .
6- اگر من هزینه سالیانه را پرداخت ننمایم چه اتفاقی خواهد افتاد ؟
عدم پرداخت هزینه سالیانه ممکن است باعث توقف و معوق شدن عضو شود ، همانگونه که در قوانین و مقررات کمپانی (P&P) ذکر شده است .
7- زمان ارفاق چیست ؟
زمان ارفاق ، یک زمان 15 روزه بعد از سر رسید تاریخ تمدید عضویت می باشد . اگر عضوی تا 15 روز پس از پایان مهلت ، هزینه را پرداخت نماید نیز از طرف کمپانی پذیرفته است .
8- اگر من بخواهم بعد از زمان ارفاق ، ثبت نام خود را تمدید کنم چه اتفاقی خواهد افتاد ؟
اگر مبلغ در طول زمان ارفاق نیز پرداخت نشود ، حساب عضو و همچنین دسترسی وی به دفتر کار مجازی (Virtual Office ) مسدود و غیر فعال خواهد شد .
9- آیا برای کسانی که بعد از تاریخ ارفاق ، هزینه را پرداخت نمایند جریمه ای تعیین شده ؟
نه تا این لحظه جریمه ای تعیین نشده اما کلیه پورسانتها و Voucher های شخص متوقف و مسدود خواهد شد تا زمانی که عضویت مجددا تمدید گردد .
10- اگر خریدی انجام شود امیتاز خرید ها در این زمان چگونه محاسبه می گردد ؟
اگر حساب عضوی بعلت عدم تمدید متوقف گردد . امتیاز خریدها به وی تعلق نمی گیرد تا زمانی که ، هزینه پرداخت گردد . آنگاه حساب فعال می شود و امتیازها بعد از آن محاسبه می گردند اما امتیازهای زمان توقف محاسبه نخواهند شد .
با تشکر از :http://mh16561.blogfa.com/
شما وقتی در یک لیوان پر از چای همچنان چای بریزید فقط باعث سرریز شدن آن میگردید و چیزی اضافه نمیشود این مثال در مورد ذهن شما هم صادق است اگر فکر میکنید همه چیز را در باره هدایت و لیدر شیپ میدانید دیگر قادر به یادگیری تکنیک های جدید نیستید پس باایستید و لیوان ذهن خودرا خالی کنید تا اماده پذیرش باشید.
منبع :http://shetabquest.blogfa.com/post-113.aspx